از Ø´Ú©Ùx84ات Úx86ت ØxadÙx85اÛx8cت Ú©Ùx86Ûx8cد
بÙx87 Ø´Ú©Ùx84ات Úx86ت اÙx85تÛx8cاز دÙx87Ûx8cد
چگونه فکر می کنی پنهانی و به چشم نمی آیی ؟
تو که قطره بارانی بر پیراهنم
دکمه طلایی بر آستینم
کتاب کوچکی در دستانم
و زخم کهنه ای بر گوشه ی لبم
مردم از عطر لباسم می فهمند
که معشوقم تویی
از عطر تنم می فهمند که با من بوده ای
از بازوی به خواب رفته ام می فهمند
که زیر سر تو بوده است...

تو که هستی ؟ اِی زن
از کدام کلاه شعبده بیرون پریده ای ؟
هر که گفت نامه ای از نامه های عاشقانه ی تو را دزدیده
دروغ می گوید
هر که گفت دست بندی مطّلا را از صندوقت به یغما بُرده
دروغ می گوید
هر که گفت عطر تو را می شناسد
یا نشانی ات را می داند ، دروغ می گوید
هرکه گفت شبی را با تو در هُتلی
یا تماشاخانه ای سر کرده ، دروغ می گوید
دروغ ! دروغ ! دروغ
تو موزه ایی هستی که در تمام ِ روزهای هفته تعطیل است
تعطیل برای تمام مَردان ِ جهان
در همه ی روزهای سال

برچسب: مطالب عاشقانه , عاشقی , عشق , مطلب جدید عاشقانه , عاشقانه های αdмιɴ , وبلاگ یاهو نایت , clubyahoonight ,
نویسنده: αdмιɴ